نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

یادداشت دیروز

امروزم مثل دیروز،

افکارم رو پهن کردم  روی میز تا مرتبشان کنم

ناگهان صدای جیغ از در نیمه باز پیچید توی اتاق

 با خودم گفتم : شاید هنوز فرصتی باقیست!

صدایی مثل نسیم وزید روی میز ...

بچه ام از تاریکی می ترسد،زود باش!

به سمت اتاق دویدم

کودکیم از خواب پرید!

تا برگشتم

همه شان پخش بودند زیر میز

کنار یادداشت دیروز !

 

+ نوشته شده در  ۱۳۹۰/۰۴/۲۸ساعت 11 PM  توسط نگار  |