کرگردن دل نازک که پیر شده
چه میشه کرد...
چه میشه گفت.
اصلا به کی میشه گفت وقتی دیگه نه از کسی امیدی داری و انتظاری!
پتوس درونم از ریشه های در آبش دل کنده!
برچسبها: خودم
حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿
چه میشه کرد...
چه میشه گفت.
اصلا به کی میشه گفت وقتی دیگه نه از کسی امیدی داری و انتظاری!
پتوس درونم از ریشه های در آبش دل کنده!
نوشته ی پشت وانت کوچیک بود و کمی کند کردم تا ببینم ماجرای گرگ چیه...
گرگ گر شیرم دهد میش من است
غریبه گر وفا کند خویش من است
فکر کنم به درخت تنومند گل کاغذی حیاط رعد زد...
دقیقا صدای انفجار از حیاط اومد؛هنری جان به کنج قفس چسبیده بود و گوش هایش رو جمع کرده بود و فنچولی هم جیک نمی زد.
باران و تگرگ و رعد و برق.
تقریباً از همه در و پنجره های خانه به آسمان پر نور و وحشت نگاه کردم و تهش گفتم ای خدا یعنی میشه این بارون غصه های ما رو هم بشوره ببره!