هر چی صدات کنم تو رو بازم کمه
پیرهن شیری توری رو بردم روی رگال تو انباری
روی بلوز چهار خانه سبزی که از قم خریده بودی آویزان کردم.
سر آستین هاش رو تا زدم ...کمی بزرگ بود و لباس سبز کمی کوچیکه.
لبخند پهنی روی صورتم نشست...
یاد حرف فروشنده ال کلاسیکو افتادم که بهم گفت شما برای همسرت گشاد میخری همیشه.
تو رو تصور کردم که رفتی با عشق برام خرید...کلی تو دلت شادی کردی و غم دوری و دلتنگی رو کادو کردی و کنار گذاشتی.
به خودم فکر کردم که رفتم کلی بین لباس ها چرخیدم و تو رو تصور کردم و با کلی عشق برات لباس گشاد برداشتم😅
خب جانا امشب که موهام رو سشوار کردم خدا رو شکر کردم که هنوز موهای جوانی را شانه میزنم و طعم عشق رو چشیدم.
به شادی صورتم جلوی آینه شکر کردم که این شادی هدیه تو است از طرف مهربان خدایی که از لابه لای برگهای درخت بر ما می تابد.
الهی شکر
الهی شکر
الهی شکر
برچسبها: خودم, یارا