نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

از چشمات ممنونم

سبد خوراکی ها دستت

کیف داروییت رو دوشت

از من جدا شدی و رفتی سمت ماشین

مدام زیر لب زمزمه کردم

ماشاالله... لا حول و لا قوه الا بالله

دورت بگردم جانم

رفتی دورت بگردم و من هم قول دادم خوب باشم تا انشالله برگردی

رفتم مسجد...

برگشتم و پای تلویزیون نشستم

نگاهم به در بود...شکر خدا امروز غول تنهایی بعد از رفتنت نیومد تو خونه تا خفم کنه.

توکل به خدایی که بزرگه ،


برچسب‌ها: خودم, یارا
+ نوشته شده در  ۱۴۰۴/۰۷/۱۱ساعت 12 AM  توسط نگار  |