نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

ماه من!

خودم رو جمع کردم... به خودم گفتم ابری ترین روزهای خدا هم آفتابی میشه...

پیام هامون رو چک کردم حدود ۲۵ دقیقه وقفه همون دقایقی که احساس کردم بغضم مثل یک غده دردناک و متورم راه گلوم رو بسته.

خودم رو جمع کردم... ظرف ها رو شستم با دستکشی که برام خریده بودی و زیر لب آیت الکرسی خوندم برایت تا با سلامت و دلخوشی برگردی!

خودم را جمع کردم زیر پتو ؛ چشمام رو بستم و تو را تصور کردم و خودم را در کنارت که سرم را به شانه ات تکیه دادم . زیر نور ماه ... و زردی شعله های آتش صورتمان را روشن کرده.

امشب خودم را جمع کردم ...به خاطر تو جانا🥺


برچسب‌ها: خودم, یارا
+ نوشته شده در  ۱۴۰۳/۰۴/۳۰ساعت 10 PM  توسط نگار  |