مرحوم بابا جون
بابا دورت بگردم
دور پاهای داغت اونروز تو بیمارستان
و دور پاهای یخ کرده ات قبل آخرین خداحافظی
پارسال همین روزهای رمضان بود؛
با چه حالی اومدم دیدنت چه سحرهای سختی چه روزه های بلندی...
خیلی مهربانی باباجون, زیر دستگاه هر بار صدات کردم پاشدی باهام بیای خونه.
میدونم تو شهر غربت و بی کسی من تو ستون خانه ای هستی که با این همه روزگار سخت هنوز رو سرم خراب نشده.
برای مامان جون دعا کن بیا به خوابش ...بیا به خوابمون نذار دلتنگی به شدت بیشتر برسه.
جایت خوش باباجون روحت شاد بابای مرحومم .
برچسبها: باباجون