آب هویج
رفتیم مهارلو و به افق خیره شدیم و از صورتی آب عکس گرفتیم.
اومدیم بریم خونه شاهد گفت بریم آب هویج بگیریم یا بریم بنگاه حسینی سوال کنیم.
گفتیم آب هویج بازه بریم بنگاه دم افطاری حسینی میره...
خلاصه که خانه عوض شد به سادگی آب هویج گرفتن!
همش هم به خاطر دستورات یاسی جان که من نمیام شیراز اونجا خونه کوچیکه و راستی که پروژه اثاث کشی بعد دو ماه امتحان پی در پی مستمر و پایان ترم خیلی چسبید:))
برچسبها: دختری