امشب ماه کامل شد جانا
یه تصویر قشنگ ازت دارم صورت ماهت زیر سیاهی چادرم ...همون شب که ماه سه روز داشت تا کامل شود .
همان شب که ماه کنار گنبد امام رضا جا خوش کرده بود.
خوشم بود عزیز دلم
فقط وقتی که منو صدا کردی تا بیام جلوی اسپند دود کن خادم حرم و بی تعارف و توجه به آدم های کنارمون با دست های مهربونت دود اسپند رو به طرف سرم فرستادی...
خوشم بود جانم...
خوشت باشد خاطرات شیرین سفر .
برچسبها:
خودم,
یارا
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۵/۳۰ساعت
12 AM  توسط نگار
|
رادین کنارم خوابیده...
آرامش خوبی دارم و دعای کمیل از منجی گوش میدم
عزیز مهربونم...میدونم الان خوابیدی
شبت بخیر عزیزم.
امروز روز پرکاری داشتی ...خورشید خونه☀️
یاد دعای کمیل امامزاده صالح افتادم با هم ...
انشالله شب جمعه بعد دعای کمیل حرم امام رضا...جانای مهربونم.
شبت ...عمرت کنار هم بخیر انشالله .
برچسبها:
خودم,
یارا
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۵/۱۹ساعت
12 AM  توسط نگار
|
حرز مطهره رو از زنجیر طلا بیرون کشیدم.
پلاک یادگار مامان جون که برام شرف شمس پشتش حک کرده بود رو به گردن آویختم...
امشب چقدر نیاز به مهرت داشتم مامان جان
برچسبها:
خودم,
مادر
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۵/۱۳ساعت
9 PM  توسط نگار
|
محمد حسین جانم...
برایت صفحه وبلاگ باز کردم و اسم خودم رو هم گذاشتم روش!
سجاده ای برای خودمان برداشتم که تو حرم انشالله راحت بیندازیم برای خودمان کنجی و بشینیم.
دعای سمات گوش دادم و امشب سر وقت نماز خواندم.
به یاد سید محمد طاهر بودم و فکر مدام اینکه حالا من بعد وقت آشفتگی در خانه اش رو نمی زنی...
و نگرانت بودم ...برایش دعا کردم و خواستم برایت دعا کند...برای آرامشت...آرامشم
و اینکه خدا هست ...ما را میبیند مثل آنروز که از بین برگهای درخت بر روی صورتم می تابید...
نماز وحشت خواندم و سوره ی ملک و یاسین
و آمدم اینجا را هم گردگیری کردم تا قلبت سبک شود عزیز دلم.
دوستت دارم.
برچسبها:
خودم,
یارا
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۵/۱۲ساعت
11 PM  توسط نگار
|
خب عزیزم چشم..
رفتم کنار آینه و لبخندی به خودم زدم ...
به خودم نه به تی شرت قرمزی که برام گرفتی
به بند مشکی حرزی که از مطهره گرفتم...
نگاهی به صورتم کردم و دستی به موهام کشیدم و مرتبشان کردم.
این بار که به خودم تو آینه نگاه کردم ...
ببخشید گریه ام گرفت...خب من ظاهرم رو حفظ کردم ولی کوه که نیستم ...
رو از آینه برگرداندم و با دست هوا رو به چشمان سرخ شده ام هدایت کردم.
امروز هم میگذره...خوبی سختی های این دنیا این هست که با گذشت زمان تحملش راحتتر میشه.
و ان مع العسر یسری
برچسبها:
خودم
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۵/۰۱ساعت
10 PM  توسط نگار
|