دیشب دختری رو برده بودیم پارک،یکی از بچه ها چند تا خرگوش داره و می ذارتشون تو سبد و میاره پارک!
همه بچه ها جمع شده بودند دور خرگوشها،دنبال خرگوشها می دویدند و جیغ می کشیدند.
من کوچکترین خرکوش رو بغل کردم و آوردم پیش دختری که ببینتش،کلی ذوق کرد و گوشهای خرگوشه رو ناز می کرد و البته می خواست انگشت کوچولوش رو به چشم های درشت خرگوش برسونه که من و خرگوشه جا خالی دادیم!
بگذریم یاسی در حالیکه تاب می خورد نگاهش به خرگوشا بود و وقتی رسیدیم خونه با کمال تعجب دیدم داره مثل خرگوشها می پره!
یعنی چهار دست و پا شده بود و در حالیکه دست هاش ثابت روی زمین بود پاهاش رو به سمت بیرون پرتاب می کرد!
کاش می شد شکار لحظه ها کرد و از خرگوشیم فیلم می گرفتم...وای!!!
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۲/۲۷ساعت
4 PM  توسط نگار
|
امروز تو مقاله ای خوندم:
اینکه اگه می خواهید دختر کوچولوی شما با شما مهربان باشد با عروسکهایش به مهربانی برخورد کنید.
دنیای تربیتی بچه ها خیلی پیچیده تر از این حرفهاست و تا واردش نشی به سختی مسئولیتش پی نمی بری...
سختی کار در مورد بچه های دقیق و کنجکاو بیشتره .
برای دختری دیشب مسواک زدم و بعد مسواک رو پسم نداد یک انگشتش رو به زور لای دندونهامون نگه می داشت و می گفت آآآآآآ و دندانهای ما رو مسواک می زد با این تفاوت که احساس می کردی گیر یه دندانپزشک سمج افتادی چون اجازه نمی داد برای استراحت لحظه ای دهانمون رو ببندیم
پ.ن: امروز تو مقاله ای هم خوندم که خیالبافها ،خیالبافیشون کمکشون می کنه تا مشکلات رو آسانتر حل کنند،پس دیگه رفتن تو هپروت و خیالبافی بدکم نیست!
پیشنهاد من: آسپرین،سلطان قرص ها،همه فن حریف!
من که به افراد بالای ۴۰ سال در معرض ریسک مشکلات قلبی عروقی و سکته مصرف روزانه آسپیرین ۸۰ میلی گرمی رو پیشنهاد می کنم. جالب که در این مقاله به اثرات احتمالی ضد سرطان این دارو هم اشاره شده که اولین بار بود خوندم.
برچسبها:
دختری,
رفتار با عروسک,
آسپیرین
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۲/۱۴ساعت
3 PM  توسط نگار
|
آن صداها به کجا رفت؟
گریه ها قهقهه ها
آن امانت ها را
آسمان آیا پس خواهد داد؟
پس چرا حافظ گفت:
آسمان بار امانت نتوانست کشید؟
دکترشفیعی کدکنی
پ.ن: برای خودم که بیشتر روزها یادم از خانه آخر می رود!
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۲/۰۵ساعت
10 AM  توسط نگار
|
امروز تو برنامه ای در مورد گل درمانی صحبت می کرد!
خریدن گل (آقایون توجه کنید
) نگاه کردن به گل خودتون (البته
) و توجه به گل هاتون و باغچه درمانی سبب تقویت روحیه مثبت اندیشی شود بسیار!!!!
برچسبها:
پرنده خیال,
همسری
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۲/۰۴ساعت
8 AM  توسط نگار
|
عروسی دعوت شدیم....!
از طرف کی؟!
دوست یاسی دعوتمون کرده. نمی دونم روند اکتساب این محبوبیت اجتماعی چه جوری بیست ماهه و با این سرعت پیش رفته که ما دو تا آدم بزرگ باید پشت سر نی نی خانوم بریم تالار عروسی
اینم شاهد ماجرا
عکس نوشت: کارت دعوت عروسی خاله صدیقه ،مربی دختری که یاسی رو به عنوان نماینده بقیه نی نی های پوشکی دعوت کرده تا براش تو عروسی .....
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۲/۰۳ساعت
3 PM  توسط نگار
|
امسال تصمیم گرفتیم که هر جایی رفتیم با هدف مشخصی به دیدن جاهای تاریخی و دیدنی بریم و اندکی اهداف گردشگری دنبال شود .
این هدف رو بعد از عید دیدنی خانه یکی از همکاران که زوج گردشگر بوده و با هم قبل ازدواج عضو یک گروه گردشگری بودند گرفتیم چون اونشب که مهمونشون بودیم دریافتیم که در همین نزدیکیهای خودمون چه جاهای جالبی وجود داره و ما بی خبر!
بگذریم ... اگه خواستید شیراز برید اردیبهشتش برید که بهشته نارنجستانه و از نارنجستان قوام (و منزل زینت ملک)هم دیدن کنید البته بعد ناهار برید تا عصرانه اش برید چای خانه سنتی و تو استکان های قدیمی کمر باریک، که خودم هم طالبش شدم ، چای بخورید!
پ.ن:۱۵اریبهشت روز شیراز بوده.



عکس نوشت: در این عکس از تکنیک شکار لحظه ها استفاده شده !


بعد از بازدید تحت تاثیر فضای گل و بلبل رفتیم یک نهالستان زیبا در قصرالدشت و مامان یک نهال کوچولوی نارنج برای حیاطشون خرید و منم یک گلدون واسه ماشینمون!
برچسبها:
نارنجستان قوام,
روز شیراز,
همسری,
دختری
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۲/۰۲ساعت
1 PM  توسط نگار
|