حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿
سیرک سیروس قهرمانی
شیراز
مرداد۹۷
خاطرات نزدیکی که به سرعت دور میشن.
رادینم خیلی همکاری کرد.
بعد شهربازی ایران لند.
سفر خوبی بود؛هتل پارس هم مثل همیشه پر از گل های زیبا بود.
به قول شعر قدیمی خودمون:
خوشا شیراز و وصف بی مثالش.
شیراز رو تو سه کلمه خلاصه میکنیم
هایپر استار😜
هفت خوان😋
شاه چراغوم😎
منو دید گفت دسته چکت اومده نگرفتی؟
من پریدم؛ فکر کنم هورا کشیدم و روپوش سفید رو پرت کردم هوا!
سوییچ رو برداشتم و یه کله رفتم سراغش..
بله بانکهای رباخوار ما سودی ندارند..
گرفتاری اش برای ماست.
دو تا شرکت این هفته بلاکم کردند و دارو نفرستادن چون دسته چک زاپاس قدیمی بود و به کارم نیامد.
قانون هم برای محدود کردن دایره حرکت عوامی چون ماست.
امروز فکر کردم کاش حداقل سه ساله بود و مهد می بردمش.
واقعا چه دلی دارم بچه ام رو به یه غریبه می سپرم و میرم.
هی...
دیوار قابهای خانه با نظم تصادفی میخ شدند.
زیر نور آفتابی چراغ سقفی روی صندلی چوبی تاب میخورم.
چایی پایان روز رو میخورم و قابها رو نگاه میکنم.
...گذر عمر ببین!
ماهی هم مزه دار کردم.
یاسی خوشحال شد.
گفت مامان اینجا هم غذا پختی؛ داره میشه یه خونه خوب.
شکر خدا.
اثاث ولایت رو هم بردیم و با خاله و دایی جون یکروزه چیدیم.
پروژه سنگینی بود.
اینجا هنوز تاسیسات رفت و آمد داره.
به این زودی نوبت گردگیری بعد چیدن نمی رسه.
ساکن قبلی کمر همت به تخریب بیت المال بسته بوده.
بریم سراغ کوکوسبزی و سبزی پلو ماهی.
چند روزی استراحت!
ما جمع کردیم تقریبا
دور دوم اثاث کشی در پیش هست.
گفتم من دیگه پوستم کلفت شد زهرا جان.
با این پسر لوس زندگی عادی هم سخته چه برسه به اثاث کشی.
به هر حال اثاث ولایت جمع و جورتره.
امکانات ولایت هم بهتر.
از چلسی کارتن فرستادن و از نظافت چی کارگر منزل.
همین که از دست دلال مسکن رهایی کامل پیدا کنیم کلی شکر خدا!
یک هفته اس همه جا رو با یک شال و مانتو سر کردم.
دیروز مانتوم ماستی شد تو رستوران.
امروز باهاش اومدم سر کار.
فقط بین جیغ و گریه رادین تونستم یه جفت جوراب گیر بیارم.
اینم در مدح اثاث کشی فعلی:))