فقط زیارت عاشورا کمی غم از دلم برداشت.
طرف میگه مهره نظامه وقت حذفش بوده تا نظام حفظ بشه!
گفتم بله خودت حاضری برای خانوادت بری و حذف بشی.
بشین سرجات
بشینید سرجاتون!
ثارالله هم همه ی مهره هاش را برد کربلا حذف کرد...تمام
برچسبها:
قاسم سلیمانی
+ نوشته شده در ۱۳۹۸/۱۰/۱۴ساعت
6 PM  توسط نگار
|
با ذوق و شوق از لندیگراف بیرون رفتیم.
کیش ماتمون کرد.
شب دوم تو اورژانس بیمارستان کیش سر درآوردیم.
مامان ویلچیر نشین شده بود ، آنفولانزا داشت و شکر خدا زود سرپا شد.
گفتیم امسال چقدر کسل شدیم و دل رو زدم به دریا..
صبح روز سوم رفتیم ساحل مرجان و کشتی یونانی.
بچه ها دل سیر موتور سواری کردن.
بعد ناهار گفتم همسری و بچه ها برن پاراسل.
کنار کلوپ نشستم و دیدم همسری با یک بلیط همراه اومد و گفت اینم گرفتم بیای تو قایق تنها نشینی اینجا.
وقتی کمربندها رو بست براشون یاس ناراحت نگاهم کرد و گفت:
بابا برات بلیط نگرفته! دلم نیومد بگم من باهات نمیام.
با شجاعت کمربند را بستم.
رادین همراه باباش رفت و راحت و آسوده کلی برامون دست تکون دادن از تو آسمون.
وقتی رادین برگشت یکمی رنگش پریده بود.
ولی دوست داشت پرواز رو.
من با ترس و لرز کنار یاس رفتم بالا.
سبک بودیم و خیلی بالا رفتیم، دوربین فیلمبرداری که کنترلش دست آقای عکاس بود تو دستم وارونه افتاد.
خیلی ترسیدم با اینکه بار سوم بود که سوار چتر می شدم.
دعا میکردم زودتر بیارتمون پایین ..ابهت دریا از بالا آدمو میگیره...
اومدیم پایین و نزدیک قایق بی انصاف تا یقه ما رو تو آب کرد.
هیجانش به دلهره اش چربید👍
برچسبها:
خودم,
دختری
+ نوشته شده در ۱۳۹۸/۱۰/۱۰ساعت
7 PM  توسط نگار
|