نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

یه جای خیلی دور

عصری خوابم برد؛رادین بازی میکرد.

خواب دیدم میخواهیم برویم سفر.

با هواپیما و فقط یادمه یه جای دور.

ایناش مهم نیست.مهم اینکه مامانم هم همسفرم بود.

دلم تنگ شده براش.برای سفرها باهاش.

برای سالن ترانزیت مشهد وقتی زودتر از ما میرسید و منتظر نشسته بود.

خدایا مددی!


برچسب‌ها: مادر
+ نوشته شده در  ۱۳۹۹/۰۷/۱۱ساعت 12 AM  توسط نگار  |