جهنیان همه سرگرم نوبهارانند
سکویی از چهار سو آبی دریا.
گردنبد و دستبندهای مروارید آبهای شور و دور!
تلخی رفتن را شیرین کرد😍🌹🌻
برچسبها: همسری
حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿
سکویی از چهار سو آبی دریا.
گردنبد و دستبندهای مروارید آبهای شور و دور!
تلخی رفتن را شیرین کرد😍🌹🌻
زیر بار خدمات ویژه هم نرفت.
رادین خیلی بهانه اش رو گرفت و تا صداش رو پشت گوشی شنید گفت مامانی بیا خونه🌻
گفتم مامان رفتی من برای کی چایی درست کنم؟
گفت برای پسرم رادین!
امشب دو تا چایی با سینی شیرخشک و شیشه آوردم بالا تا با عشقم😍 رادینی چایی مادر و پسری بزنیم😎😏
دو تار موی سفید از آخرین برف زندگی ما به یادگار ماند!
به قول قدیمی ها زمستان میگذره و رو سیاهی به ذغال میمونه🙌
غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد که دگر بدین گرانی نتوان کشید یاری
چه چراغ چشم دارد دلم از شبان و روزان که به هفت آسمانش نه ستاره ای ست باری دل من!
چه حیف بودی که چنین ز کار ماندی چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاری
...
از احوال پایان سال من فارغ از گردش روزگار!
برای دلخوشیت میگم خوش باش عزیزم عالیم...
شعر پاشایی نوای سکوت من!
...
سه راهی که رسیدم رادیوی ماشین رو خاموش کردم.
لازم بود بلند بلند با خدا حرف بزنم،
اتمام حجت کنم
خدا هم خوب بشنوه!
با هم حرف زدیم و دوباره رادیو و روشن کردم و جاده رو ادامه دادم.