نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

همه عمر چشم بودم که مگر گلی بخندد

چه غریب ماندی ای دل، نه غمی، نه غمگساری نه به انتظار یاری ، نه ز یار انتظاری

غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد که دگر بدین گرانی نتوان کشید یاری

چه چراغ چشم دارد دلم از شبان و روزان که به هفت آسمانش نه ستاره ای ست باری دل من!

چه حیف بودی که چنین ز کار ماندی چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاری  

...

از احوال پایان سال من فارغ از گردش روزگار!


برچسب‌ها: خودم
+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۱۲/۲۱ساعت 8 PM  توسط نگار  |