سبز بهاری
خواستم ننویسم
که پرده های آبی و سبز مخمل خانه ی خیالی امان را مرجوعی زدم
تورها
تورهای نازک که نور خورشید رو خرامان به درون خانه می فرستاد
کاش نمی نوشتم
جعبه فلوکسیتین را پر کردم
بیسکوییت و آب و فلوکسیتین خوردم
و دلم میخواهد بگویم
هنوز هم خدا بزرگه
برچسبها: خودم