نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

ماندم به هوای تو با تیر دو چشمانت

بدرود اردیبهشت جان

سنگ تمام گذاشتی ماه بهشتی زمین

چند روز پیش که روی تپه های پشت خانه دیدمت سرسبز بودی و پر نور

دلم آنی ریخت

دفتر خاطرات تلخ سال گذشته پیش رویم باز شد

ولی آنروز که نسیم خنکی بودی و از ساحل خزر گذشتی ؛ لا به لای جیغ های دختریمان پیچیدی، جان گرفتم

عکس تو پشت سر ما ماند

اولین عکس پسری در پشت سر آبی خزر

ازت شادم و راضی 

به اندازه‌ی پرندگان جنگل های تازه و باران خورده شمال

به اندازه ی خوشبختی درختان 

بدرود اردیبهشت جان 

ماه بهشتی زمین!

باز هم برگرد تا

سفره ی خاطرات شیرینم را برایت پهن کنم.

پ.ن: اولین سفر پسری به شمال.اردیبهشت. نمک آبرود.هتل پارسیان خزر.سورتمه.تله کابین. میرزا قاسمی. کته کباب.عکس یادگاری😊

 


برچسب‌ها: خودم, پسری, خاطرات سفری
+ نوشته شده در  ۱۳۹۶/۰۳/۰۱ساعت 4 PM  توسط نگار  |