ما خود نمیرویم دوان از قفایِ کس
پیرمرد نگاهی با ناراحتی کرد و گفت نگو؛ یعنی میری ازینجا؟
برچسبها: خودم
گفتم آره اگه کارم درست شه.
گفت دعا کنم نری؟
من حلال و حروم تو زندگیم رو رعایت کردم و دعا کنم میگیره
ترسیدم از حق بودن حرفش،
گفتم نه دعا کن هر چی برام خیره!
تو مسیر صدای پاشایی رو بلندتر کردم
سرعتم بالا رفت و صدای خاطراتم بلندتر
خاطرات این ۵ سال به سرعت پیچ های جاده جلوی چشمام ظاهر و محو میشدن.
به دریا قول دادم خداحافظی نکنم
به ساحل که کودکی یاس روی شن های گرمش جا مانده.
توکلت علی الله
آن می برد که ما به کمند وی اندریم
برچسبها: خودم