معصومانه آفتاب را به خانه ام می آوری
یواشکی رفتم تو اتاق
برچسبها: دختری, پسری
دیدم یاسی خوابیده و با دو دست پسری رو برده بالا و تو هوا تکون میده
اونم میخنده
تعجب کردم چه جوری تونسته بلندش کنه
گفتم مامان سنگینه یه وقت میفته از دستت
گفت نه من کلی تمرین و ورزش کردم و قوی شدم.
...
خواب بود...یاسی مرتب میرفت بالا سرش.تو دلم گفتم تا بچه رو بیدار نکنه دست بردار نیست.
نیم ساعت رفت واومد تا دیدم دوید و جیغ زنان اعلام کرد پسری بیدار شده.
گفت پسرمون بیدار شد...حوصلمون سر نمیره.
...
امروز صبح بردیمش واکسن ۶ ماهگی رو بزنه.
دختری هم با ما بیدار شد و اومد
پشت سرم قایم شد ...گفت پسرمون گریه میکنه و من ناراحت میشم.
....
۶ ماهه که دخترک همبازی داره
شش ماهه صدای خنده های دختری و پسری زیباترین موسیقی خانه ماست.
خدایا شکرت😏
برچسبها: دختری, پسری