نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

نگنجد دگر به تُنگ که ماهی نهنگ شد   

روزها گذشت 

روزها می گذرد 

و چیزی جز سایه ای دور نمی ماند عزیز

روزی خرمن گذشته را در باد نهادم

از کاهی که بر آسمان بلند شد چیزی نماند

جز چند روز روشن

روزهایی که تو خدایش بودی

روزی من خرمن گذشته را در باد نهادم

از روزهایی که گذشت

از بادی که وزید

چیزی نمانده بود که...

از گندمزار من و تو هم چیزی نماند عزیز

جز مشتی کاه که بر آسمان شد


برچسب‌ها: خودم
+ نوشته شده در  ۱۳۹۶/۰۳/۲۴ساعت 6 PM  توسط نگار  |