نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

لای در باز و باد می آمد

کنار هم بودن

نگاهی به کیف جوانک انداختم

چفیه مشکی رو به زور داخلش چپانده بود

منتظر بود تا پاسش چک شود و برود آن ور خط تا درش بیارد.

این ور صف خانمی بود که مثل جوان منتظر بود

ولی صبرش تمام شد 

منتظر بود تا برود آنور...

روسری اش را که دور گردنش حلقه زده بود را درون ساک دستی اش بچپاند.


برچسب‌ها: مدافع حرم
+ نوشته شده در  ۱۳۹۶/۰۴/۱۳ساعت 10 PM  توسط نگار  |