نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

برای داشتنت دلی را به دریا زدم که از آب می ترسید

هفت ماهگی آقا جان تموم شد همون وقتیکه ما زمان و کار رو بی خیال شده بودیم در سفر قندهار!

تازه امروز اولین زرده تخم رو همراه عصرانه بهش دادم.

گل پسر دو روزه پرستار جدید داره.

قبلی خودش گرفتار بچه جدید شده بود و خوابهاش سنگینتر .

به هر حال هیچکس نمی دونه تغییر پرستار چقدر برای مادر سخته...

گذشت ...

هفت ماهه گل خانه ی ما شدی

امروز یاسی با خوشحالی از روت می پرید و بلند می خندیدی و سعی میکردی یاس رو در هنگام ردشدن بگیری.

داشتم فکر میکردم ما بدون تو چه جوری داشتیم زندگی رو ادامه میدادیم...

خدایا شکرت!


برچسب‌ها: خودم, پسری
+ نوشته شده در  ۱۳۹۶/۰۴/۲۷ساعت 9 PM  توسط نگار  |