نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد

دریایی نبود

ابر نبود

 آبی فیروزه ای بود

نور نبود

و باز هم ابر نبود

آفتابی بود و نم نم می بارید

هوشیاری بیدار نبود

ساعتی از غروب خورشید رفته بود

گیج بودم برای لحظه هایی 

میان دریای مواجی سر میخوردم

 ازین زمان طولانی عبث که گذشت دیگر تهوعی نداشتم.

بیدار بودم

 ابر و اشعه ای نور جلوی صورت ماهش نبود...

 ماه هم نبود!

روشن بود ... 

چه خوب بود.


برچسب‌ها: خودم
+ نوشته شده در  ۱۳۹۶/۰۵/۱۶ساعت 12 AM  توسط نگار  |