مقصد جانم تویی!
پسرک بانمک ما هشت ماهش تمام شد
برچسبها: خودم, پسری
چهار روز پیش؛
جلوی آینه ایستاده بودم که متوجه شدم دستبندم نیست
کی افتاده و کجا رو اصلا یادم نیست
شاید چند رو و یا چند هفته پیش
ولی هشت ماهگی فرصت نمی دهد به حافظه ی من
دست دراز میکنه به سمت هر چیزی که می بینه
دنده ماشین را خلاص می کنه
تو فروشگاه بلند صدام میکنه؛مامان
خوراکی را از هر زاویه ای تو دستمون ببینه
مدام میگه:ده ،ده ،ده
گل پسر با من نینجا فروت بازی میکنه و هنوز از خوشمزه ترین خوراکیهاش موبایل بنده است.
هشت ماهگی نصفه شب از خواب بیدارم میکنه و عسل خنده تحویلم میده.
هشت ماهه گل خانه ی ما شدی
هشت ماهگیت به خیر!
برچسبها: خودم, پسری