پاییز می رسد که مرا مبتلا کند
سینه خیز رفتم تو آشپزخانه کارم که تموم شد سرم رو از اپن آوردم بالا و آروم راضیه خانم رو صدا کردم و بعد از خونه زدم بیرون.
برچسبها: خودم, پسری, دختری
آقاجان بهانه میگیره و تا بفهمه میخوای بری بیرون گریه میکنه.
گزارش تلفنی رو به باباش دادم و گفت فکر کردی الکیه الان سه تا دندون داره!
خیلی قانع کننده بود و دندون چهارم هم داره بیرون میاد.
یکی از آرزوهای فانتزی من این بود که کاش بچه یکساله میشد و بعد به دنیا می اومد.
البته اون زمان پسر بچه نداشتیم و بی خبر که یکسالگی تازه اول دویدن ماست.
خوب گل پسر اول ده ماهگیه
از الان شمارش معکوس برای تولد یکسالگی شروع شده.
رفتیم آتلیه و عکس دندونی آقا رادین و تولد یاسی رو تو یک قاب انداختیم.
اولین دندون رادین شب تولد آجی خوشگله بیرون زد .
برچسبها: خودم, پسری, دختری