نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

به جانم نشسته ای به جای همه ی آرزوهایم

تقلا کرد تا آباژور رو بگیره

جلو نرفتم، یه حس قلبی بهم میگفت بلند میشه و می ایسته. 

بلند شد و ایستاد.

از خوشحالی جیغ کشیدم و یاس رو صدا زدم.

خودشم با تشویق ما ذوق کرده بود و خوشحالی میکرد.

چه لحظه ای بود پر لذت!


برچسب‌ها: خودم, پسری
+ نوشته شده در  ۱۳۹۶/۰۶/۲۶ساعت 12 AM  توسط نگار  |