نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

برای ماه میخواندم، نظر میکرد پایین را

دختری حلزونش رو برد تاب بازی.

امروز تو پارک نزدیک مدرسه پیداش کرده.

به من گفت دوست داشتی حلزون باشی و راحت بری تو و بخوابی

گفتم آره ، کاش من حلزون تو بودم.

حلزون ها دو تا بودن.

یکی مال هیلا و یکی برای یاس.

یاسی کلاه کاغذی درست کرده بود و حلزونش رو گذاشته بود داخلش. 

هیلا حلزونش رو با پا له کرده بود.

کاش اگه حلزون هم شدی به دست یه گل دختر مهربون پیدا شی!


برچسب‌ها: خودم, دختری
+ نوشته شده در  ۱۳۹۶/۰۸/۰۲ساعت 12 AM  توسط نگار  |