نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

شب پاییز بلند است

مرد کوتاه قد از رفتن همسری استفاده کرد.

بسته را لای سه جعبه پیچید و بعد تسمه پلاستیکی زد و دوباره کلی پلاستیک حبابدار و سلفون دورش بست.

فکر کنم تلافی کسادی چند وقتش رو سر ما درآورد.

من و دختری که از خنده هلاک شده بودیم.

یاد طنز تلویزیون افتادیم که حلقه ی مسافر رو تو کارتن بزرگ بسته بندی کردن و کلی پول بابتش گرفتن و دست آخر مسافر گرفتار از پرواز جا ماند.

قبل از رفتن به سالن ترانزیت فرودگاه گفتم بیا بریم دفتر مسئول ترمینال گزارش بدیم اوضاع بسته بندی بار رو.

کلی معطل شدیم و بعد پیج کردن بی حاصل مسئول دیدیم داریم از پرواز هم جا می مونیم.

در گوش همسری گفتم پاشو بریم .

تا دید ما بلند شدیم نگاهی انداخت رو صفحه ی لب تاپش و گفت:

عجله نکنید پروازتون هنوز نرفته:))

 

 


برچسب‌ها: خودم
+ نوشته شده در  ۱۳۹۶/۰۸/۲۹ساعت 8 PM  توسط نگار  |