نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

شبی شبدر شبی شب بو

۶ ماه و ۱۱ ماه رو جمع بزن؛

۱۷ ماهه که خواب خوش نداشتم.

الان هم که زمان داره مثل برق و باد میگذره .

میشه روز تولد یکسالگی!

آرزوی همه ی مادرها.

یکسال گذشت. 

از اون همه سختی

روزهای آخر که در جایی بین زمین و آسمان گذشت.

همه ی این مدت همیشه دوست داشتم زمان تند تند بگذره .

به جز امشب،

امشب که کلاه یاسی دستت بود،

محتاط و با دستهای باز قدم میذاشتی.

ازین میز به اون میز میرفتی.

دلم میخواست کنترل زمان دستم بود

نگهش میداشتم 

یا صحنه آهسته 

یه دل سیر نگاهت میکردم.

همچین جانی شدی شما:)

...

خدایا شکرت!


برچسب‌ها: خودم, پسری
+ نوشته شده در  ۱۳۹۶/۰۹/۰۷ساعت 11 PM  توسط نگار  |