با پسر کوچولوش اومد داخل اتاق اطفال.
بچه بی قرار بود...مثل رادین.
مادرش دور اتاق می چرخوندش و تند تند آیت الکرسی میخوند زیر لب!
من هم بعدا خوندم.
بلا و مریضی از طفلای معصوم دور!
برچسبها:
خودم,
پسری
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۱۱/۰۱ساعت
1 AM  توسط نگار
|