نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

زمان هیچگاه دردی را درمان نکرده

دیشب بارون قشنگی می اومد.

رستوران زیر بارون نشستیم.

قرار بود خبر از آقاجان برسه.

بعله...رفته بود.

قبل از رسیدن خبرش.

عکس آخرین عید دیدنی خانه آقاجان رو لای آلبوم گذاشتم.

بار آخر فقط صدای ضعیفی ازش شنیدم که ناهار بخورید.

پدربزرگ مهربان همسری...

خدا سایه بزرگترهای مهربانمون رو از سرمون کم نکنه.

حیف شد...

دیگه خاطره ی دور زدن های ما در کوچه پس کوچه های ارباب مهدی برای پیدا کردن جای پارک بایگانی شد.


برچسب‌ها: آقاجان
+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۰۱/۲۳ساعت 6 PM  توسط نگار  |