نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

بوی گلپر دل رباید با نسیمی در چمن ها

تا حالا پرواز از جنوب به شمال یا از خلیج فارس به خزر نداشتیم.

تجربه جالبی بود.

یهو از گرد و خاک این روزهایمان وارد ابرهای سفید شدیم.

زیباکنار پشه ناکی بود.

تالاب انزلی که بیست سال پیش رفته بودم رو زیباتر دیدیم.

ماسوله رفتیم برای یاس جالب بود کوچه هایی که بام بودن.

مار آبی،پرندگان تالاب غازیان و اسب های ایستگاه آخر...

فقط ما و خانواده  همکار همسری تو مجتمع بودیم ؛سوت و کور.

خانواده ی شیرازی و دلنشینی بودن که دخترهای دوقلوشان همبازی یاسی شدن و پسر کوچولوشون دوست رادین.

حیف است که یادی نکنم از رضا بوستانی با ماشین دنای سفید که شد رفیق گل پسر😎

از برکات سفر رسیدن دختری به اسب سواریش در انزلی بود که هفته قبل به خاطر باد و بوران پولادکف کنسل شده بود.

حالا سفارش داده که براش اسب و مار آبی بگیریم ☔🌂🍃

....

خرماهای حمزه رو از فریزر در آوردم.

سحر با این باقلواها سحری میشه خورد. 


برچسب‌ها: خودم
+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۰۲/۲۹ساعت 11 PM  توسط نگار  |