نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

جز به یادش نکرده ام افطار

داستان واکسن ۱۸ ماهگی هم به خیر گذشت.

وقتی خانم بشکار رو تو اتاق واکسیناسیون دیدم انگار دنیا رو بهم دادن.

گل پسر جان دو تا تزریق داشت و یه قطره خوراکی.

وقتی اومدیم خونه و به یاس گفتم که اصلا گریه نکرده باورش نمی شد.

خوب اینم از اندک مزایای پسرداریه😎

با نمک ترین لحظه ی هجده ماهگیش؛

صحنه ی رقصیدنش روی پنجه پا بود، با دستای باز کنار زینب خاله😘


برچسب‌ها: خودم, پسری
+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۰۳/۲۲ساعت 3 PM  توسط نگار  |