نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

چون چاره نیست میروم و میگذارمت

تا اذان صبح همسری کنار پسرک بود.

تب شدید و پاشویه.

اذان منو برا نماز صدا کرد تا شیفت هم تحویل بده.

کورمال کورمال دنبال چادر نمازم گشتم.

پیداش نکردم ؛پتو رو تختی یاس با طرح پوست گاوی رو کشیدم سرم و نماز خوندم.

صبح دیدم یاس چادرمو کشیده سرش و خوابیده.

بهم خندیدن ؛نماز گرمی خوندی با طرح گاوی.

البته درستش اینکه مثل گاو نماز خوندی.

ده روزه بچه ام مریضه خوب!

...

دیروز خودمون رو قبل اذان به حسینیه محل رسوندیم.

به بچه ها شیرکاکائو و حلیم میدادن.

بعد نماز معطل قیمه ی مجلس نشدیم و تو راه برگشت یاس و همسری از یه هیات خلوت غذا گرفتن.

به قول یاس از بیابونهای عاشورا غذا گیرمون اومد:)


برچسب‌ها: خودم, پسری
+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۰۶/۳۰ساعت 12 PM  توسط نگار  |