نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

بهتر آن است که من خاطر خود خوش دارم

زنگ زدم بابا تنها بود.

دلم ترکید از فکر تنها موندنش امشب.

دلم خواست پر بکشم کنارش🙇

شکر خدا زنگ زدم داشتن میرفتن سراغش ببرندش خانه خواهر جان پیش مامان😘

شب یلدا به شیرینی سایه پدر و مادره🙌

سفره امشب هم یاس گردنم انداخت.

برنامه داشتم بریم کافی شاپ که یاس گفت مامان ازون سفره ها نمی اندازی😎.

هندوانه قند عسل بود؛پرتقال های باغ حیاط هم پر آب.

باشد که هایپرویتامینه به استقبال زمستان جان برویم🙍


برچسب‌ها: خودم, مادر پدر, یلدا
+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ساعت 7 PM  توسط نگار  |