نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

ابرى كه در بيابان بر تشنه اى ببارد

گوشی ام فقط دستم بود.

سه مرحله خواهش و التماس و آخر گرو گذاشتن گوشی تو گیت تا به مامان برسم.

سه تا پرواز کیش ایر پشت سر هم بود و ترسیدم سردرگم بشه.

وقتی پیداش کردم پالتو به دست و با حوصله مشغول انتخاب صدف و ماهی بادکنکی بود.

بله مامان دنیا رو پیر کرده...هشت تا بچه بزرگ کرده هر چند آرام راه میره ولی دست و پاش از ما بیشتره.

موقع سوار شدن به اتوبوس خانم مهربانی کمکش کرد و جالب اینکه صندلی اش هم ردیف مامان بود.

خیالم راحت شد و رفتم.

امسال هم بهمن عزیز با مادر آمد🌹


برچسب‌ها: خودم, مادر
+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۱۱/۰۴ساعت 12 AM  توسط نگار  |