نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

ای فصل فصلهای نگارینم پاییز

اول باباش زد.

بعد من

سوم رادین گریه کرد میسوزه.

یاس خواست در بره و شاهد گرفتش و من دستش رو نگه داشتم...

جیغ و ادای هر سال !

بیرون که اومدیم منشی دکتر و مریض تو سالن انتظار به ما میخندیدن.

رادین یاسی رو ناز میکرد و دلداری میداد.

من جای رادین بودم اینکار رو نمیکردم و میگفتم آجی حقته اینقدر تو خونه به من آمپول زدی من دردم اومد!

لشگر شکست خورده بودیم😂

امسال رادین اولین واکسن آنفولانزاش را زد.

از بهار و تابستان که خیری ندیدیم باشد که پاییز و زمستان آرام و بی صدایی باشد🍁🍁


برچسب‌ها: خودم
+ نوشته شده در  ۱۳۹۸/۰۷/۰۷ساعت 11 AM  توسط نگار  |