خیلی دلم گیره؛خیلی گرفتارم
بچه رو به بچه میسپارم
بچه ها را به خدا!
میرم سرکار...
خانم پرستار جدیدتر نیامدند و جواب تلفن هم ندادند.
عصر رفتیم زنگ همسایه اش را زدیم گفت رفتن شهرستان.
با پرس و جو معلوم شد پدرش فوت کرده.
اینم از ادامه احوال ما.
برچسبها: خودم, پرستار کودک