نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

رمضان کریم

در آخرین لحظه خودم را به کیسه گرگشو پسر کوچکی که دورتر از دوستانش می دوید رساندم و پنج تا شکلات خرمایی تو کیسه پارچه ای اش انداختم ، گفتم به دوستان هم بده که بعید می‌دونم غنیمتش را با کسی قسمت کنه .

پسر بچه ها کیسه به دست و خنده کنان داد می‌زدند گرگشو و رد می شدند .

آیین دم دم سحری بوشهر را ندیدم ولی کربلا قبل سحر چیزی شبیه طبل می کوبیدند و داد می‌زدند و احتمالا می‌گفتند بیدار شوید!

خودم دو شب بیدار شدم و بد خواب شدم .

رمضان آنجا جشن و شور بیشتری داشت البته جنوبی ها هم رمضان قشنگی دارند.


برچسب‌ها: کربلا, مراسم گرگشو
+ نوشته شده در  ۱۴۰۲/۰۱/۱۶ساعت 11 PM  توسط نگار  |