نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

یادم تو را فراموش

خب یه سه سالی است که اردیبهشت دیگر جان نیست!

درست از زمانی که زخم کهنه یادت دلمه بست...

پوستش ضخیم شد و حالا اثر کمی از آن مانده که با گوشه ی آستینم

برای همیشه می پوشانمش!

و این که در سینه ام هیچ وقت دو قلب نتپید...

بله حکیم ... فلسفه ات را برای رها کردن و عقلانیت متصورت برای عافیت طلبی هایت را نمی شناسم و خودت هم دانستی که پای استدلالهایت می لنگید...

و البته که همه بهانه های نازیبایی بود تا اعتراف گرفتن مرا شاهد باشی

که حال من خوب است و طعم خوشبختی را چشیدم...!

اردیبهشت....دیگر جان نیست

و هیچکس در این شهر اجازه بردن یادت را ندارد.

یادم تو را فراموش !


برچسب‌ها: خودم, یادم تو را فراموش
+ نوشته شده در  ۱۴۰۲/۱۰/۰۹ساعت 10 PM  توسط نگار  |