درقالب این خاكیان عمری است سرگردان شدم
جانانم.....
زندگی من دو دوران دارد:
دوران تاریک قبل تو...
و دوران تولد من بعد تو...
و اینکه هیچ وهمی تاریک بدون تو در تصورم نخواهد !
جانم..
از احوال من بخواهی بدانی...ملالی نیست جز نشنیدن صدایت و نچشیدن نگاهت گاه و بیگاه...
همه ی اندوخته ی صبرم را در وجودم پیچیده ام ؛ شب و روز سر آسایش بر رویش میگذارم...
حیف است تو را داشتن و در کنار نداشتنت...!
پس خدا مرا در آغوش گرفت...فاصبر لربک ☘️
برچسبها: خودم, یارا