دل سپردم به کم خود نه بسیار کسی!
جمعه
It's boring
ساعت ... دقیقه...ثانیه نمی گذشت!
چه طولانی...
صفحات گوشی رو باز و بسته میکردم خبری نبود؛
پاشدم...مجبور بودم دیگه...دمنوش مفصلی دم کردم و با کوکی سفت شده خوردم.
دل سپردم به کم خود...
دفترچه آب و رنگی رو باز کردم!
برچسبها: خودم