چمدان بزرگ مشکی وسط هال ولو شد...
لباس ها روی تخت...
وسایل همه در دسترس تا چمدان بسته شود.
لباس ها را تا میزدم... چشمانم را بستم و تو را بو کشیدم
لباسهایت را در خیالم تا زدم.
گرمکن و اسکارف مشکی ...سفر خیالی به جایی توی مه و ابر...
خیالش هم شیرین است یارا
با تو انگار در بهشتم.
برچسبها:
خودم,
یارا
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۳/۱۳ساعت
9 PM  توسط نگار
|