نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

سنگ صبورم شده ای

بهترین هدیه شب تولدم ثبت نام در کاروان حج بود.

راستش خودم یادم نبود که تولدم هست بعد اون همه ناراحتی شب قبل و ساعت ها زار زدن به خاطر پیدا نکردن فیش حج فقط طعم ذوق و خوشحالی ثبت نام کاروان رو حس میکردم.

سمیه اومد برام کیک خرید و کلی هدیه از طرف مامان جون و خواهران.

شب همه دست می‌زدند

شب قشنگی بود وقتی قاب دست زدن بابا و آسیه تو ذهنم میاد.

امشب هم شب تو هست جانا

مرد من

آقای مهربونم...سنگ صبورم

چقدر دلتنگ شانه های مردانه ات هستم.

من زندگیم رو از تو دارم همه ی دار و ندارم.

تمام طول پرواز و مسیر فرودگاه رو با ایرپاد آهنگ هامون رو گوش دادم.

به شوق دیدار روی تو برگشتم یارا

باید با هم ادامه بدیم ...با قدرت انشالله.

روزهای زندگیمون سبز و خرم !


برچسب‌ها: خودم, یارا
+ نوشته شده در  ۱۴۰۳/۱۰/۲۴ساعت 9 PM  توسط نگار  |