پسرکم
کنارم خوابید ... انگشتانم بین موهای نرمش رفت و آمد تا چشمهایش بسته شد.
کاش شانه هایت بزرگتر بود
کاش قوی تر بودی و از اینا نمی ترسیدی
کاش میدونستم کنارم می مونی و منو تنها نمی داری و دلم قرص بود به رفتن.
مجبور شدم کنار گوشت آهسته بگویم که من فقط به خاطر تو ماندم.
پسرکم...
برچسبها:
خودم,
رادینم
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۱۱/۱۳ساعت
11 PM  توسط نگار
|