نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

زمزم

بطری های آب زمزم رو شستم و خشک کردم.

از دلو آب زمزم که خودم آوردم تو قوری استیل مامان ریختم و یکی یکی بطری ها رو پر کردم.

غم به دلم زبانه می‌کشه...

از غربت به غربت اومدم.

بچه ها جواب تلفنم رو نمی دن...

خونه هم نیستند.

اشک ها رو بغض کردم و قورت دادم.

با خودم گفتم اگر این دلو از اشک های من بود همه ی بطری ها رو پر میکرد.

نه به استقبال اومدن و نه رسیدن بخیر گفتن...

باورم نمیشه این همه سال تو غربت رنج بزرگ کردن اینا رو کشیدم.

ای خدا...

کاش از سفر برنمیگشتم. کاش منو می‌پذیرفتی مهربان‌ خدا !🥺


برچسب‌ها: خودم
+ نوشته شده در  ۱۴۰۴/۰۴/۱۲ساعت 6 PM  توسط نگار  |