روز چهاردهم
سلام آقای مهربونم
سلام عزیزم ؛ قوت قلب خسته من
ساعت یک و نیم شنبه است .
من تو فکر توام ...توی ذهنم مدام لحظه ای که فرودگاه با عشق سمتم دویدی با سبد گل تجسم می کنم.
کاش می دونستی بزرگترین شادی دنیا رو تو دستات گرفتی و به سمتم اومدی.
من و تو ۱۴۰۴/۴/۱۴ ... این روز رو باید هر سال جشن بگیریم.
روزی که دوباره بهم رسیدیم ....
دورت بگردم مهربونم ...شادی قلبم .
شب بخیر عشقم.
با افتخار خانمت ...نگار ؛ یارا ! 😘
برچسبها: خودم, یارا