نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

بوی ماه نو

از نیمه بهمنم گذشتیم...

برنامه رادیویی صبح در مورد خونه تکونی بود و منو یاد درد و غم هام انداخت!

چاره ای نیست می دونم،شتریه که هر سال در خونه همه می خوابه!

از ویترینی شروع کردم تا ببینیم خدا چی می خواد و یاسی و باباش چقدر همکاری کنن.

خلاصه ظرفهای کریستال دیگه برقی نمی زد و چه سال نو و چه کهنه باید به دادشون می رسیدم

یاسی هم با در آوردن هر ظرفی جیغ و شیون سر می داد که بده من تا برات بشکنم

راست می گه اینا رو می خوایم چی کار جز زحمت همیشگی گرد گیری!از همه بیشتر برای عروس داماد کله قندی یادگار سفره عقدمون بی تابی کرد که بچه ام از مدت ها پیش کنار ویترینی می نشست و نگاهشون می کرد و در انتظار روزی بود که ازون تو در بیارمشون!

 

+ نوشته شده در  ۱۳۹۰/۱۱/۱۸ساعت 6 PM  توسط نگار  |