نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

اندر حکایت دختری

 

   دوست داره زودتر بزرگ شه... 6 ماهه که بود شروع کرد به ایفای نقش در امور(شما نگویید فضولی یا دخالت) کیسه فریزر برام در می آورد ،دستمال کاغذی می داد و به عبارتی جعبه دستمال رو خالی می کرد!

  هر چی گیر می آره زیر پاهای کوچولوش می ذاره تا به اجاق سرک بکشه و دیشب سیخ جوجه رو به زور از باباش گرفت تا خودش کباب کنه.

  خدا رحم کنه وقتی هوس می کنه من و باباش رو مثل بچه های خوب بشونه و موهامون رو شونه کنه! هر جا شونش گیر کنه موها رو می کشه تا شونه رها شه و اگر هم جیغ بزنی یا بخواهی در بری چنان با شانه بر سر مبارک میزند که گیج و منگ شوی و هوس در رفتن نکنی!

  موقع حمام جیغ میزنه که منو نشور و با هر چی گیر میاره رومون آب می ریزه و بعدم دست می کشه تا تمیز شیم!

  چند وقت پیش حاضرش کردم و گفتم بریم دد تا بابا رو بیاریم،تا خواستم مقنعه بپوشم دیدم که روسری مورد علاقه باباییش رو داد دستم که آیه بیا!

  یعنی به زبون خودش صدام زد و گفت اینو بپوش!

  آخرین ورژن همکاریشم در مورد دیزاین خونه بوده که گیره های هر دو پرده راهرو را در آورد و زد به پایین پرده و لبخندی حاکی از رضایت!

  خلاصه خونه ما یه نی نی داره که دلش می خواد همه چیز رو مننج کنه و دوست داره که بزرگتر از همه نی نی های دیگه باشه و ما هم هیچ مخالفتی نداریم تا اونجایی که تصمیم نگیره برای دیزاین بهتر ما پشت در خونه بمونیم!

  به این میگن روزگار نی نی سالاری و با این همه... قربون این نی نی ذات دارمون بشم!


برچسب‌ها: دختری
+ نوشته شده در  ۱۳۹۱/۰۱/۱۵ساعت 3 PM  توسط نگار  |