یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد .
آبنبات (ماهی شب عید یاسی جون) مرد!
یواشکی تنگش رو گذاشتم روی فریزر تا نبینه و غصه بخوره و سر وقت بیرون بندازمش.
حالا هر وقت سراغش رو می گیره می گیم رفته تو آسمون پیش ستاره ها.
دختری شب ها بی خبر در خانه را باز می کند تا به آبنبات شب بخیر بگوید و براش دست تکان بدهد.
شب بخیر آبنباتی.... بای بای!