زبان یاسی
آلبوم درست کرده ام داخل قاب های منبت
یاسی چهار زانو نشسته بود و با من زل زده بود به شاهکار هنری مادر.
گفتم یاسی اگه گفتی عکسه مامان بزرگ کجاست؟
یه نگاهی به عکس ها کرد و مامان رو پیدا نکرد و گفت:
مامان بزرگ رو خوردی رفته تو دلت!
پ.ن: چند وقت پیش آلبوم ورق خورد به صفحه ای که یاسی نبود بهش گفته بودم مامان تو تو دلم بودی،خورده بودمت!
توصیه نوشت: شماهم درست کنید یه قاب از لبخندهای واقعیتون از کسایی که وقتی می بینیدشون واقعا لبخند می زنید.