نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

زبان یاسی

آلبوم درست کرده ام داخل قاب های منبت

یاسی چهار زانو نشسته بود و با من زل زده بود به شاهکار هنری مادر.

گفتم یاسی اگه گفتی عکسه مامان بزرگ کجاست؟

یه نگاهی به عکس ها کرد و مامان رو پیدا نکرد و گفت:

مامان بزرگ رو خوردی رفته تو دلت!

  پ.ن: چند وقت پیش آلبوم ورق خورد به صفحه ای که یاسی نبود بهش گفته بودم مامان تو تو دلم بودی،خورده بودمت!

  توصیه نوشت: شماهم درست کنید یه قاب از لبخندهای واقعیتون از کسایی که وقتی می بینیدشون واقعا لبخند می زنید.

+ نوشته شده در  ۱۳۹۲/۰۴/۳۱ساعت 11 PM  توسط نگار  |